أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

فهرست و مقدمه 39

قانون ( فارسى )

درجهء اول دارد . همچنين است نسبت علم منطق به فلسفه . « 1 » دستهء سوم : در اين گروه نيز ، بخشى از يك علم بر ديگر بخش‌ها مقدم داشته مىشود ؛ گاهى با نسبت جزئى از يك كل بزرگ‌تر ، مانند آنكه در ادبيات عرب ، نخست صرف و سپس نحو خوانده مىشود . « 2 » دستهء چهارم : گاه تنها ، علمى را براى تمرين در فهم مسائل و موضوعات برتر بر ساير علوم ترجيح مىبخشند « 3 » ، مانند علم رياضى و حساب كه در عهد قديم تنها تمرينى براى آغاز آموزش‌هاى فلسفى بود . بنابراين ، با توجه به اين طبقه‌بندى مىتوان تا حدودى به شيوهء آغاز آموزش‌هاى مدرسى در سرزمين‌هاى اسلامى پى برد : يك دانشجو - به معناى مطلق كلمه - در ادوار پيشين ، برخى علوم را صرفا براى آموختن علوم ديگر فرامىگرفت ؛ مثلا صرف و نحو را براى درك معارف اسلامى از قرآن كريم تا سنت نبوى و فقه و اصول و غيره يا منطق براى آغاز آموزش در حكمت نظرى بوده است . البته در نگارش آثار علمى ، مسلمانان در طبقه‌بندى علوم و ترجيح يكى بر ديگرى ، راهى ديگر مىپيمودند و مىتوان گفت كه اين موضوع به ديدگاه فلسفى هر مؤلف بستگى تمام داشته است . البته در اين موارد نيز « هدف » از فراگيرى هر علمى و تصنيف در آن باره ، نمىتوانسته مورد نظر نباشد . به‌هرحال ، هدف از فراگيرى هر علمى ، چه آموزشى و چه دينى و فلسفى ، به ظن قريب به يقين از طبقات پنج‌گانه‌اى كه در ذيل به آنها خواهيم پرداخت ، بيرون نبوده است : طبقه‌بندى نخست : اين طبقه‌بندى مشهور است و براساس آن ، علوم به نظرى و عملى تقسيم مىشوند ، بدون آنكه كيفيت و چگونگى انجام علوم عملى مطرح باشد . در علوم نظرى كه مىتوان بر آن « حكمت نظرى » نيز نام نهاد ، تنها اصل شناخت و معرفت مطرح است و موضوع بحث ، موجود و وضعيت تعلق آن به « مادّه » است . مىتوان اين بخش از بحث را به سه قسمت تقسيم كرد : نخست « علم الهى » است كه در آن از امور مجرد از مادّه بحث مىشود ( علم أعلى ) ؛

--> ( 1 ) . پيشين ، ج 1 ، ص 24 . ( 2 ) . پيشين ، ص 23 . ( 3 ) . پيشين .